نشر کاروانسرا انتشارات تازهپایی است، اما پیشینهاش به سه دههی پیش برمیگردد.
در سال 1376، انتشارات کاروان در تهران راه افتاد. کاروان در دل فرهنگی ادبی شکل گرفت که کتاب در آن اهمیتی عمیق داشت، اما آزادی نوشتن، انتشار و خواندن هرگز امری بدیهی و تضمینشده نبود. در دهههای پس از آن، نویسندگان، مترجمان و ناشران ایرانی همواره در محدودههایی متغیر از سانسور و محدودیت فعالیت کردهاند. حاکمیت کتابها را سانسور میکرد، نشرشان را به تعویق میانداخت، به آنها مجوز نمیداد یا اجازه نمیداد توزیع بشوند. نهایتاً هم جلو ادامهی فعالیت انتشارات کاروان را به کلی گرفتند.
نشر کاروانسرا از دل همین تاریخ برآمده.
هدف ما بازسازی کاروان، دقیقاً به همان شکلی نیست که بود. نشر تغییر کرده. خوانندهها عوض شدهاند. شیوههای عبور کتابها از مرز زبانها و کشورها همان نیست. اما باوری که در پس کاروان وجود داشت همچنان پابرجاست: ادبیات برای سفر به راه نیاز دارد.
نام تازهی ما نیز از همین باور آمده: کاروانسرا.
کاروانسرا در تاریخ، مکانی برای توقف در مسیرهای بزرگی بود که شهرها، فرهنگها و زبانها را به هم پیوند میداد. مسافرها از راههای گوناگون میآمدند و با خودشان کالا، داستان، خبر و اندیشه میآوردند. آنجا با هم دیدار میکردند، داشتهها و آوردههایشان را مبادله میکردند و به راهشان ادامه میدادند.
نشر کاروانسرا هم شاید برای کتاب چنین نقشی داشته باشد: انتشار آنچه از سفر باز مانده.
برای خاموش کردن یک کتاب راههای زیادی هست.
آشکارترینش سانسور است. حکومت میتواند انتشار کتابی را ممنوع کند، خواستار تغییرش شود، از صدور مجوز خودداری کند یا نویسنده را به سکوت وادارد. اما ادبیات تنها با ممنوعیت رسمی خاموش نمیشود. تبعید، فشار سیاسی، مرزهای زبانی، دور ماندن از شبکههای بینالمللی نشر و حتی شرایطی که رساندن اثر به خواننده را برای نویسنده تقریباً ناممکن میکند هم میتواند صدای اثر را خاموش کند.
حاصل، چشماندازی تحریفشده از ادبیات است. آنچه به دست خواننده میرسد، لزوماً تمام آن چیزی نیست که نوشته شده، و حتی الزاماً بهترین آن هم نیست. تنها آثاری به چشم میآید که توانسته از دروازههای موجود بگذرد.
نشر کاروانسرا برای گشودن دروازهای دیگر آمده.
هدف، انتشار و معرفی آثاری است که شایستهی سفرند، فراتر از محدودیتهای تحمیل شده. این آثار را شاید در دل سانسور نوشته باشند، امکان انتشار آزادانه در ایران نداشته باشد، یا به دلیل زبان و شرایط نویسنده هرگز به خوانندگانی که شایستهی آنها هستند نرسیده باشد.
ترجمه در این مسیر نقشی اساسی دارد. کتابی که در حصار یک زبان بماند، حتی اگر هرگز رسماً ممنوع نشده باشد، شاید برای بخش بزرگی از جهان عملاً نامرئی بماند. ترجمه صرفاً بازتولید واژهها در زبانی دیگر نیست. ترجمه به اثر امکان میدهد وارد گفتوگویی ادبی در فرهنگی دیگر شود.
میخواهیم کتابها بتوانند این مرزها را در هر دو جهت پشت سر بگذارند.
استقلال اهمیت دارد
کاروانسرا در آغاز کوچک خواهد بود. این انتخاب آگاهانه است.
نشر مستقل نمیتواند با بزرگترین گروههای انتشاراتی رقابت کند اگر فقط بکوشد نسخهی کوچکتری از آنها باشد. ارزش آن در جای دیگری است. ناشر مستقل میتواند بر کتابهایی خطر کند که بهسادگی در طبقهبندیهای تجاری جا نمیگیرد. میتواند در کنار پروژههای دشوار بماند. میتواند از مرز زبانها و کشورها عبور کند. و میتواند اثری را به این دلیل منتشر کند که شایستهی حضور در جهان کتاب است، نه صرفاً چون الگوریتمی یا پیشبینی فروشی از پیش ثابت کرده بازاری آماده در انتظارش است.
این به معنای نادیده گرفتن خواننده یا واقعیت اقتصادی نیست. کتابی که کسی نتواند پیدایش کند، به هدفش نمیرسد. بنابراین وظیفهی ما فقط انتشار ادبیات خاموششده نیست، بلکه دیدهشدن، در دسترس بودن و خواندهشدن آن هم هست.
امروز نشر چاپی و دیجیتال این امکان را در مقیاسی فراهم کرده که هنگامی که کاروان در سال 1376 در تهران آغاز به کار کرد، تصورش دشوار بود. یک ناشر کوچک اکنون میتواند کتابی را در سطح بینالمللی عرضه کند، بیآنکه در هر کشور انبار، دفتر و شبکهی توزیع مستقل داشته باشد. موانع از میان نرفته، اما عبور از بعضی از آنها آسانتر شده.
میخواهیم از این فرصت استفاده کنیم.
کاروان به راهش ادامه میدهد
در این نام هم تداوم هست و هم تغییری در افق.
کاروان گروهی را از جایی به جای دیگر میبرد. کاروانسرا جایی میسازد که سفرهای گوناگون در آن به هم میرسد.
میخواهیم این انتشارات کارون سرای ایدهها باشد: خانهای برای کتابهایی که میان زبانها، کشورها و سنتهای ادبی در حرکتند، بهویژه آنهایی که مسیرشان مسدود یا دشوار شده.
ما معتقد نیستیم ادبیاتی که سانسور یا سرکوب شده باید صرفاً بهعنوان سندی از سرکوب خوانده شود. این آثار پیش از هر چیز باید اجازه داشته باشند چیزی باشند که نویسندگانشان خواستهاند: رمان، داستان، جستار، شعر یا اثری اندیشهورزانه. ارزش آنها نه با شرایط دشوار انتشارشان آغاز میشود و نه با آن پایان مییابد.
قویترین پاسخ به خاموش کردن ادبیات، فقط محکوم کردن سانسور نیست.
باید کاری کرد که اثر در دسترس باشد.
نشر کاروانسرا سفری را ادامه میدهد که کاروان سی سال پیش در تهران آغاز کرد. هدف امروز ما این است که به کتابهایی که از سفر بازماندهاند کمک کنیم راه خود را به سوی خوانندگان پیدا کنند.

