نشر کاروان‌سرا

نشر کاروان در سال ۱۳۷۶ در تهران پا گرفت و در دوازده سال فعالیتش، از نام‌های شناخته‌شده‌ی نشر مستقل ایران شد. کاروان از همان آغاز، کتاب را فراتر از مرزهای زبان و جغرافیا می‌دید و سعی داشت میان ادبیات ایران و جهان راهی باز کند. این راه در سال ۱۳۸۸، پس از وقایع انتخابات ریاست جمهوری و خروج آرش حجازی از ایران، با توقف فعالیت انتشارات به دستور وزارت ارشاد قطع شد.

هفده سال بعد، کاروان‌سرا از همان مسیر، اما با افقی گسترده‌تر، شروع به کار می‌کند.‎

کاروان‌سرا نه بازسازی کاروانِ گذشته است و نه پناهی نوستالژیک به خاطره‌اش. ادامه‌ی باوری است که کاروان بر پایه‌ی آن شکل گرفت: اینکه ادبیات باید بتواند سفر کند؛ از زبانی به زبان دیگر، از کشوری به کشور دیگر، و بگذرد از حصارهایی که سانسور، تبعید و سیاست بر گردش می‌کشند.

می‌خواهیم کاروان‌سرا جایی باشد برای آثاری که راه رسیدنشان به خواننده بسته یا دشوار شده؛ صداهایی که حذف شدند، به حاشیه رانده شدند یا بیرون از مرزهای زبان خود شنیده نشده‌اند. جایی که ادبیات فارسی بتواند به جهان راه پیدا کند و ادبیات جهان نیز، آنجا که امکان انتشار آزادانه ندارد، راهی به سوی خوانندگان فارسی‌زبان بیابد.

کتاب را فقط کالا نمی‌بیند، راهی می‌بیند برای عبور اندیشه از مرزها؛ از به‌رسمیت‌شناختن حقوق مؤلفان تا انتشار ادبیات ایران و جهان..

کاروان چیزی را به راه می‌انداخت. کاروان‌سرا می‌خواهد تلاقی‌گاه این راه‌ها باشد.


تازه‌ها

  • الف

    الف

    پائولو کوئیلو در الف سفری را آغاز می کند تا ایمان، هدف و پیوند گمشده اش با جهان را دوباره پیدا کند. او در مسیر طولانی راه آهن تراسیبری، با نوازنده‌ی جوان و با استعدادی به نام هلال آشنا می شود؛ زنی که حضورش خاطراتی را در او زنده می کند که گویی به زندگی…

  • شاهدخت سرزمین ابدیت

    شاهدخت سرزمین ابدیت

    پس از مرگ مادرش، پوریا می‌ماند و پدری سوگوار که حاضر نیست حرف بزند، صندوقچه‌ی چوبی قفل‌شده‌ای که هیچ کلیدی بازش نمی‌کند، و این احساس آزاردهنده که خانواده‌اش تمام عمر حقیقتی را از او پنهان کرده‌اند. بعد غریبه‌ها از راه می‌رسند. پیرمردی رازآلود کنار مزار مادرش ادعا می‌کند سال‌ها پیش او را می‌شناخته. زنی مرموز…

  • کی‌خسرو

    کی‌خسرو

    بعضی افسانه‌ها به یاد سپرده می‌شوند. این یکی تو را به یاد می‌آورد. دست‌نوشته‌ی ناشناسی به انتشاراتی در تهران می‌رسد که آدورا در آن کار می‌کند. متن، ردِ جام مقدس را تا اسطوره‌ی کی‌خسرو دنبال می‌کند؛ شاه اسطوره‌ای ایران که به جنگی چندنسلی پایان داد، از پادشاهی کناره گرفت و ناپدید شد، و بنا به…

  • این مردم سه هزار سال است جلو خرابه منتظر ایستاده‌اند

    دستنوشته‌ای از نویسنده‌ای گمنام از راه می‌رسد و زندگی منضبط آدورا را بر هم می‌زند. وقتی نویسنده‌ی سخت‌یاب دستنوشته سرانجام زنگ می‌زند، آدورا به دیدن نویسنده‌ می‌رود. انتظار دارد با نویسنده‌ای دانشمند و فرهیخته روبه‌رو شود، اما با مردی خیابان‌خواب ملاقات می‌کند. قطعه‌ای از رمان کی‌خسرو آدورا پیشبند را باز کرد و به گیره آویزان…

    بخوانید

  • وظیفه‌ی ناشر: 1. کمک به غنی و پویا نگه داشتن زبان

    زبان فارسی فقط با فرهنگستان زنده نمی‌ماند. روزی نویسنده، شاعر، مترجم، روزنامه‌نگار، فیلم‌نامه‌نویس، ترانه‌سرا، گوینده و برنامه‌ساز، هرکدام به شکلی زبان را غنی می‌کردند و به آن امکان تازه می‌دادند. بسیاری از آن مراجع امروز یا سانسور شده‌اند، یا کنار رفته‌اند، یا دیگر شنیده نمی‌شوند. جایشان را اغلب کسانی گرفته‌اند که تأثیر زبانی‌شان بسیار بیشتر…

    بخوانید

  • انتشار نسخه‌ی انگلیسی کی‌خسرو اثر آرش حجازی با نام Only the Arrow Does Not Die

    انتشارات کاروان‌سرا نسخه‌ی انگلیسی رمان «کی‌خسرو» نوشته‌ی آرش حجازی را با عنوان تازه‌ی Only the Arrow Does Not Die منتشر کرد. این رمان نخستین بار در سال ۱۳۸۸ در ایران، به زبان فارسی و با نام کی‌خسرو منتشر شد. نسخه‌ی انگلیسی اما صرفاً ترجمه‌ی متن فارسی نیست. آرش حجازی پس از نزدیک به دو دهه…

    بخوانید

  • از نشر کاروان تا کاروان‌سرا

    نشر کاروان‌سرا انتشارات تازه‌پایی است، اما پیشینه‌اش به سه دهه‌ی پیش برمی‌گردد. در سال 1376، انتشارات کاروان در تهران راه افتاد. کاروان در دل فرهنگی ادبی شکل گرفت که کتاب در آن اهمیتی عمیق داشت، اما آزادی نوشتن، انتشار و خواندن هرگز امری بدیهی و تضمین‌شده نبود. در دهه‌های پس از آن، نویسندگان، مترجمان و…

    بخوانید