آرش حجازی نویسنده، مترجم و ناشر ایرانی، در سال ۱۹۷۱ در تهران به دنیا آمد. پزشکی خواند، اما علاقهاش به ادبیات خیلی زود او را به مسیری کشاند که بخش عمدهی زندگی حرفهایاش را شکل داد: نوشتن، ترجمه و نشر.
حجازی در سال ۱۹۹۷ از بنیانگذاران نشر کاروان در تهران بود و بیش از یک دهه مدیریت ادبی و نشر را در آن دنبال کرد. کاروان در دورهای که ایران هنوز به کنوانسیونهای بینالمللی کپیرایت نپیوسته بود، کوشید رابطهای مستقیم با نویسندگان و ناشران خارجی برقرار کند و حقوق آنان را به رسمیت بشناسد. یکی از مهمترین این همکاریها با پائولو کوئیلو شکل گرفت. کاروان ناشر رسمی آثار کوئیلو در ایران شد و حجازی بسیاری از آثار او را مستقیماً از پرتغالی به فارسی ترجمه کرد. سفر کوئیلو به ایران در سال ۲۰۰۰ و استقبال گسترده از او، حتی در گزارش مفصل The New Yorker دربارهٔ این نویسنده بازتاب یافت.
در کنار ترجمه و نشر، حجازی به داستاننویسی ادامه داد. رمان شاهدخت سرزمین ابدیت در سال ۱۳۸۳ منتشر و یکی از آثار پرخوانندهی او شد. رمان کیخسرو نیز در سال ۱۳۸۸ به چاپ رسید؛ اثری که سالها بعد در تبعید بار دیگر به آن بازگشت و آن را برای انتشار به زبان انگلیسی از نو نوشت و بازآفرینی کرد
حجازی در راهاندازی و سردبیری نشریات فرهنگی از جمله کامیاب و جشن کتاب هم فعال بود و در بحثهای حرفهای نشر، حقوق مؤلف و سانسور مشارکت داشت. در سال ۲۰۰۸ برای تحصیل در دورهٔ کارشناسی ارشد نشر به دانشگاه آکسفورد بروکس رفت. پژوهش او دربارهٔ سازوکار سانسور کتاب در ایران نیز بعدها در نشریهی تخصصی Logos منتشر شد.
زندگی حجازی در خرداد ۱۳۸۸ مسیری دیگر پیدا کرد. او هنگام تیر خوردن ندا آقاسلطان در اعتراضات پس از انتخابات ریاستجمهوری در تهران در محل حضور داشت و از کسانی بود که برای نجات جان او تلاش کردند. پس از خروج از ایران، روایت علنی او از آنچه دیده بود با روایت رسمی حکومت در تعارض قرار گرفت و امکان بازگشتش به ایران از میان رفت.
این واقعه تنها زندگی شخصی حجازی را تغییر نداد. فعالیت نشر کاروان نیز متوقف شد و او ناچار شد زندگی و حرفهاش را در بریتانیا از نو بسازد. تجربهی انقلاب، جنگ ایران و عراق، زندگی زیر سایهٔ جمهوری اسلامی، فعالیت در نشر و سرانجام حوادث سال ۱۳۸۸، بعدها در کتاب نگاه آهو: داستان یک نسل است؛به هم پیوست. این کتاب در سال ۲۰۱۱ با مقدمهٔ پائولو کوئیلو به انگلیسی منتشر شد و سرگذشت فردی نویسنده را در متن تاریخ نسلی قرار داد که انقلاب، جنگ، سرکوب و جنبش اعتراضی را از سر گذرانده بود.
حاصل بخشی از این تجربه، کتاب نگاه آهو: داستان یک نسل است؛ روایتی که زندگی شخصی نویسنده را با سرگذشت نسلی پیوند میزند که انقلاب، جنگ، سانسور، سرکوب و امید به تغییر را تجربه کرده. این کتاب به زبانهای انگلیسی، آلمانی، سوئدی و ایتالیایی منتشر شده .
حجازی پس از استقرار در بریتانیا فعالیتش را در صنعت نشر بینالمللی ادامه داد، اما فعالیت حرفهای او از نشر عمومی و ادبی به صنعت نشر بینالمللی و دانشگاهی گسترش یافت. او کارشناسی ارشد نشر را از دانشگاه آکسفورد بروکس دریافت کرد و در کنار فعالیت حرفهای در نشر در شرکتهای بزرگ انتشاراتی مانند نیچر و وایلی، دربارهی سانسور، آزادی بیان و گردش بینالمللی ادبیات نیز نوشته است.
در آثار داستانی حجازی، تاریخ و اسطوره اغلب با زندگی معاصر درهم میآمیزد. از شاهدخت سرزمین ابدیت تا کیخسرو، گذشته صرفاً زمینهی روایت نیست، راهیست برای بازگشت به پرسشهایی که در زمان حال همچنان باقی مانده: نسبت انسان با قدرت، آزادی، حافظه، مرگ و انتخاب. در نوشتههای غیرداستانی او نیز همین دغدغهها، این بار از مسیر تجربهٔ سانسور، نشر و زندگی در تبعید، ادامه پیدا میکند. در داستانها و نوشتههای او، اسطوره و تاریخ اغلب با تجربهٔ فردی و پرسشهای معاصر دربارهی قدرت، آزادی، حافظه و تکرار خشونت درهم میآمیزد.

