کوله‌پشتی ۱ – خبرنامه‌ی کاروان‌سرا: در باب نیاز به قهرمان، رمان اژی‌دهاک، و دریافتش

9–13 دقیقه

To read

  • یادداشت اول از آرش حجازی
  • درنگ: نیاز به قهرمان
  • از کاروان‌سرا
  • پیوندهای تهیه‌ی کتاب و گفت‌وگوی نویسنده
  • شرایط دریافت رایگان کتاب در ایران
  • راهنمای دانلود و استفاده (فقط برای ساکنان ایران)

یادداشت اول از آرش حجازی

من از بانیان انتشارات کاروان در سال ۱۳۷۶ بودم و تا سال ۱۳۸۸ مدیریتش را بر عهده داشتم. در آن دوازده سال، بیش از ۲۵۰ عنوان کتاب در زمینه‌های ادبیات داستانی، فلسفه، کودک و نوجوان، آیین‌ها و اساطیر، شعر و آثار مرجع منتشر کردیم. پنج شماره نشریه‌ی کامیاب را درآوردیم که در دولت خاتمی تعطیلش کردند. بعد، ۲۵ شماره از نشریه‌ی فرهنگی و هنری جشن کتاب منتشر کردیم که آن را هم در دولت اول احمدی‌نژاد توقیف کردند. هر بار ناچار شدیم از راهی دیگر کارمان را ادامه بدهیم.

در کاروان کتاب‌های سخن‌گو منتشر کردیم (که حالا حسابی رواج پیدا کرده)، پائولو کوئلیو را به ایران دعوت کردیم و چهار سال، با همکاری انتشارات اندیشه‌سازان و فرهاد میثمی عزیز، جایزه‌ی ادبی یلدا را اهدا کردیم. از نخستین ناشران ایرانی بودیم که حقوق مؤلفان خارجی را به رسمیت شناختیم. باشگاه کتاب راه انداختیم و سعی کردیم آشنایی‌مان با خوانندگان، بعد از خریدن و خواندن یک کتاب هم ادامه پیدا کند. در موسسه‌ی کاروان برای اولین بار جشن تیرگان برگزار کردیم و به سهم خودمان، هر کاری از دستمان برمی‌آمد برای توسعه‌ی فرهنگی کشورمان انجام دادیم، با همه‌ی محدودیت‌ها، اشتباه‌ها و چیزهایی که در طول راه یاد گرفتیم.

آن دوازده سال از زیباترین سال‌های زندگی من است و به لحظه‌لحظه‌اش افتخار می‌کنم. وقتی به آن روزها فکر می‌کنم، کنار کتاب‌ها و کارهایی که کردیم، بیشتر از همه آدم‌ها را به یاد می‌آورم. مهم‌ترین دستاورد آن سال‌ها برای من، پیدا کردن بیش از یک میلیون دوست فارسی‌زبان در ایران و سراسر دنیا بود. بیشتر شما را هرگز از نزدیک ندیده‌ام، اما با انتخاب‌هایتان، نامه‌هایتان، نقدها و دلگرمی‌هایتان در زندگی و کار من حضور داشته‌اید. قدم‌به‌قدم با هم رشد کردیم و بالیدیم.

حالا سال‌ها گذشته. در زندگی من و شما و در جهان اطرافمان چیزهای زیادی عوض شده. هر کدام راهی آمده‌ایم و تجربه‌هایی پشت سر گذاشته‌ایم که لابد حرف‌های تازه‌ای برای گفتن به هم داریم. دلم می‌خواهد بدانم این سال‌ها چه خوانده‌اید، به چه فکر کرده‌اید و امروز چه چیزی می‌تواند شما را به خواندن کتابی ترغیب کند.

البته کار کردن از خارج از کشور جای داشتن نشر خودمان در ایران را نمی‌گیرد. جای شور نمایشگاه کتاب، درآوردن نشریه‌ای که همان‌جا به دست خواننده برسد و هیجان دیدارهای رودررو را هم نمی‌گیرد. دلم برای آن دیدارها تنگ می‌شود؛ برای اینکه از پشت میز غرفه بیرون بیایم، با شما حرف بزنم، درباره‌ی کتابی بحث کنیم و آشنایی‌ای که با خواندن شروع شده، به دوستی برسد. این فاصله واقعی است و با انتشار کتاب و فرستادن نامه از راه دور از میان نمی‌رود.

اما هنوز کارهایی از دستمان برمی‌آید و انجامش می‌دهیم، حتی اگر حاصلش را از پیش ندانیم. به قول واتسلاو هاول: «امید، یعنی اینکه بتوانی برای چیزی کار کنی، چون خوب است، نه صرفاً برای اینکه احتمال موفقیت دارد.»

کوله‌پشتی را برای ادامه‌ی این آشنایی راه می‌اندازیم. هر ماه یک یا دو بار برایتان می‌نویسیم؛ از قصه‌های کهن، پرسش‌هایی که دست از سرمان برنمی‌دارند و چیزهایی که خواندن یا دیدنشان را پیشنهاد می‌کنیم. گاهی هم از پشت صحنه‌ی نوشتن و ترجمه و نشر می‌گوییم، از تصمیم‌ها و تردیدهایی که معمولاً در کتابِ تمام‌شده نمی‌بینید. خبر کتاب‌ها و فعالیت‌های کاروان‌سرا را هم همین‌جا می‌خوانید.ا

دوست دارم شما هم در شکل‌گرفتن این نامه سهم داشته باشید. بخش پایانی، «نوبت شما»، مال شماست. برایمان بنویسید، بپرسید، مخالفت کنید و به چالش بکشیدمان. اگر از خوانندگان قدیمی کاروان هستید، از خاطره‌هایتان بگویید؛ اگر تازه به ما پیوسته‌اید، از خودتان و انتظارتان از این جمع بنویسید. این نامه با پاسخ‌های شما ادامه پیدا می‌کند.

خوشحالم که دوباره برایتان می‌نویسم.

آرش حجازی

درنگ: نیاز به قهرمان

به روایت برشت، آندرئا، شاگرد گالیله، بعد از «اعتراف اجباری» گالیله به اینکه خورشید دور زمین می‌گردد، به او می‌گوید: «بدبخت سرزمینی که قهرمان ندارد.» و گالیله در می‌آید که: «نه. بدبخت سرزمینی که نیاز به قهرمان دارد.»

ضمن احترام به برشت، و البته گالیله، من با آندرئا موافق‌ترم. منظور از جواب گالیله را می‌فهمم، اما مردم به قهرمان نیاز دارند، تا جامعه به لانه‌ی مورچگان مبدل نشود.

خیلی شنیده‌ایم یا گفته‌ایم که در فلان شرایط «اگر تو بودی چه می‌کردی؟» واقعیت این است که راستش جوابش را نمی‌دانیم.

«اگر در ایران سال ۱۳۵۷ بودی، چه می‌کردی؟»

«اگر در آلمان دهه‌ی ۱۹۳۰ زندگی می‌کردی،‌ چه می‌کردی؟»

«اگر برای نجات خانواده‌ات مجبور بودی پنج نفر را بکشی، چه می‌کردی؟»

موقع جواب به این سؤال‌ها، نشسته‌ایم در آرامش و با خیال راحت استدلال می‌کنیم. اما در منطقه‌ی جنگی یا زمانی که پای مرگ و زندگی در میان است، چندان خبری از عقل و منطق نیست. زمین تا آسمان فاصله است میان کاری که حالا فکر می‌کنیم آن موقع می‎‌کنیم، و کاری که واقعاً در آن موقعیت می‌کنیم.

واقعیت زندگی آدم‌ها پیچیده و آشفته‌ است. فرض کنید سرزمینتان دارد به سمت تمامیت‌خواهی می‌رود. فرصت‌هایی دارید، برای رفتن، برای ماندن و مقاومت کردن، برای تغییر وضع. اما زندگی به این سادگی نیست. خانواده دارید، بچه‌ دارید، کار و خرج زندگی دارید. تمامیت‌خواهی یک‌دفعه با صلیب شکسته از راه نمی‌رسد. می‌خزد. ذره‌ذره جلو می‌آید. و درست به همین دلیل، سخت می‌شود فهمید کِی کار از کار گذشته. ظاهراً این داستان که قورباغه در آبی که آرام‌آرام گرم می‌شود می‌ماند تا بپزد، واقعیت ندارد. اما آدم‌ها خیلی وقت‌ها می‌مانند و کاری نمی‌کنند تا وقتی که دیگر «دیر شده». ولی وقت مناسب دقیقاً کِی بود؟

می‌گویند سوزان سونتاگ گفته: «ده درصد هر جمعیتی، در هر شرایطی بی‌رحمند و ده درصد، در هر شرایطی، مهربان. آن هشتاد درصد بقیه را می‌شود به هر دو طرف کشاند.» آدم‌ها معمولاً با جریان همراه می‌شوند. شاید حاصل تکامل باشد، خلقتمان وامی‌داردمان همرنگ جماعت بشویم و در جمع جا بگیریم. شاید هم بیشترمان ذاتاً خودخواهیم. فقط دغدغه‌ی خودمان را داریم. دیگی که برای من نجوشد، سر سگ درش بجوشد.

گر حق با سوزان سونتاگ باشد، هم جای امید هست، هم وحشت. در هر جامعه‌، اغلب تعداد کمی کافی‌اند تا بقیه را به این سو یا آن سو بکشانند. در دهه‌ی ۲۰۱۰، پژوهشگری از هاروارد به نام اریکا چنووت، «قاعده‌ی سه‌ونیم درصد» را عرضه کرد و به شهرت رساند. با بررسی ۳۲۳ جنبش مقاومت بین سال‌های ۱۹۰۰ تا ۲۰۱۰، به این نتیجه رسید که هر جنبشی که توانسته سه‌ونیم درصد جمعیت را به مشارکت فعال بکشاند، به موفقیت کامل یا نسبی رسیده. البته خودش بعدها تأکید کرد که این سه‌ونیم درصد یک گرایش آماری است، نه قانون.

این‌جاست که به قهرمان نیاز داریم. در فیلم‌ها، قهرمان معمولاً قدرت ویژه دارد. چکش جادویی، هوش خارق‌العاده، چشم‌هایی که لیزر شلیک می‌کند. در زندگی واقعی، قهرمان کسی است که نیروهای خیر را دور هم جمع می‌کند. ببخشید اگر شبیه ارباب حلقه‌ها شد، ولی گاهی کلیشه خوب کار می‌کند. قهرمان آدم‌ها را به حرکت درمی‌آورد. یادمان می‌اندازد کار درست چیست و خودش می‌شود نمادش.

شاید فیلم وی مثل وندتا را دیده باشید. در آینده‌ای ویران‌شهری، حکومتی تمامیت‌خواه به نام «نورس‌فایر» با ترس و تبلیغات و خشونت کشور را اداره می‌کند. در این میان، «وی» از راه می‌رسد؛ ضدقهرمانی آزادی‌خواه با نقاب گای فاکس. اواخر فیلم می‌گوید: «زیر این نقاب چیزی بیش از گوشت و پوست است.» و بعد ادامه می‌دهد: «زیر این نقاب یک ایده است، و ایده ضدگلوله‌ است.» وی، الگوی سقراطی قهرمانی نیست. ننشسته درباره‌ی عدالت تأمل کند تا بعد برود «کار درست» را انجام بدهد.

This image is of a film poster, and the copyright for it is most likely owned by either the publisher or the creator of the work depicted. It is believed that the use of scaled-down, low-resolution images of film posters
to provide critical commentary on the film in question or of the film poster itself, not solely for illustration
where no free equivalent is available or could be created that would adequately give the same information,
on the English-language Wikipedia, hosted on servers in the United States by the non-profit Wikimedia Foundation,
qualifies as fair use under the copyright law of the United States. Any other uses of this image, on Wikipedia or elsewhere, may be copyright infringement. See Wikipedia:Non-free content for more information.

با نورس‌فایر مخالف است، اما خودش هم در نتیجه‌ی رفتار همان حکومت به افراط کشیده شده. دستگاه حاکم شکنجه‌اش کرده و آزارش داده. به ایوی می‌گوید: «کاری که با من کردند هیولاگونه بود.» و ایوی جواب می‌دهد: «و از تو هم هیولا ساختند.» وی تجسم یک ایده است. همان نقاب گای فاکس است، و برای فیلم و پیامش حیاتی است که آدم پشت نقاب را نبینیم.

پس باید ناامید باشیم؟ احتمالاً نه. اقلیت کوچکی از آدم‌های خوب کافی است؛ اگر چنووت درست بگوید، سه‌ونیم درصد. و همین سه‌ونیم درصد هم خیلی وقت‌ها فقط به کسی نیاز دارند که دنبالش راه بیفتند. تاریخ نشان می‌دهد که لازم نیست همه همراه شوند. چند نفر لازمند که واقعاً پای حرفشان باشند و آن‌قدر به مبارزه ادامه بدهند تا دیگران هم به آن‌ها بپیوندند. پشت این قهرمان‌ها باید ایده‌ای باشد، و ایده ضدگلوله است.

آرش حجازی

از کاروان‌سرا

رمان اژی‌دهاک منتشر شد؛ بازگشت آرش حجازی به داستان پس از هفده سال

عرضه‌ی جهانی به دو صورت جلد نرم و رایاکتاب، همراه با دسترسی رایگان به نسخه‌ی دیجیتال برای خوانندگان داخل ایران

جلد رمان اژی‌دهاک اثر آرش حجازی
اژی‌دهاک – رمانی از آرش حجازی

نشر کاروان‌سرا رمان اژی‌دهاک را منتشر کرده، تازه‌ترین اثر آرش حجازی. نویسنده‌ی شاهدخت سرزمین ابدیت، کی‌خسرو و اندوه ماه، پس از هفده سال با بازآفرینی سرگذشت ضحاک به داستان‌نویسی بازگشته.

داستان در عیلام و میان‌رودانِ هزاره‌ی سوم پیش از میلاد آغاز می‌شود. داحاک، جوانی محبوب مردم، به سبب محبوبیت و نیز عشق ممنوعش به شاهدخت ایرناواک ناچار به ترک سرزمین و عزیزانش می‌شود. جست‌وجوی راز تولدش او را به شهرهای سومر و کشمکش میان شاهان و کاهنان می‌کشاند؛ جایی که توانایی‌اش در درمان آدمیان و میلش به برقراری عدالت، راه قدرت را به رویش باز می‌کند.

اژی‌دهاک اسطوره‌ی ایرانی ضحاک را با جهان حماسه‌ی گیلگمش و شخصیت‌های تاریخی و افسانه‌ای میان‌رودان پیوند می‌زند، در روایتی که مرز میان خاطره، تاریخ و افسانه در آن پیوسته جابه‌جا می‌شود. آرش حجازی در ویدئویی در یوتیوب، درباره‌ی شکل‌گیری رمان، بازگشتش به داستان‌نویسی و برداشتش از شخصیت ضحاک سخن گفته.

اژی دهاک در خارج از ایران، به دو صورت جلد نرم و رایاکتاب، در اغلب پلتفرم‌های فروش کتاب، از جمله آمازون و بارنز اند نوبل، عرضه می‌شود. نسخه‌ی دیجیتال کتاب نیز به طور انحصاری برای خوانندگان داخل ایران به‌رایگان در دسترس است.

پیوندهای تهیه‌ی کتاب و گفت‌وگوی نویسنده

سانسور و جغرافیا نباید مانع دسترسی به کتاب بشود. کمک کنید این راه باز بماند.

شرایط دریافت رایگان کتاب در ایران

چو باران رفت بارانی میفکن،
چو میوه سیر خوردی شاخ مشکن

منه بر روشنایی دل به یک بار،
چراغ از بهر تاریکی نگه دار

در کاروان‌سرا تلاش داریم کتاب‌هایمان را به‌رایگان در اختیار خوانندگانی بگذاریم که همین حالا در ایرانند. نمی‌خواهیم سانسور، تنگنای اقتصادی و دشواری پرداخت‌های بین‌المللی، میان شما و کتاب فاصله بیندازد. البته تولید کتاب همچنان هزینه دارد. پشت هر کتاب، ماه‌ها و گاهی سال‌ها کار نویسنده، مترجم، ویراستار، طراح و ناشر است. تصمیم گرفته‌ایم نسخه‌ی الکترونیکی این کتاب‌ها (به قول ما رایاکتاب‌) را برای خوانندگان داخل ایران رایگان کنیم. ادامه‌ی این کار هم به فروش کتاب در خارج از ایران وابسته است و هم به اعتماد ما به خوانندگان.

خواهشمان این است که از این اعتماد سوءاستفاده نکنید. اگر خارج از ایران هستید، نسخه‌ی قانونی کتاب را بخرید. اگر نسخه‌ی رایگان را دریافت کرده‌اید، آن را نفروشید، برای دیگران نفرستید و در سایت‌ها، کانال‌ها، شبکه‌های اجتماعی یا سامانه‌های اشتراک فایل بارگذاری نکنید. این نسخه برای مطالعه‌ی شخصی شماست؛ رایگان‌بودنش به معنای اجازه‌ی تکثیر و پخش آن نیست و حقوق نویسنده و دیگر صاحبان اثر همچنان محفوظ است.

اگر می‌خواهید کتاب به دست دیگران هم برسد، لینک صفحه‌ی کتاب را بفرستید، نه فایلش را. هرکس در ایران است، می‌تواند نسخه‌ی خودش را مستقیماً از سایت کاروان‌سرا دریافت کند. اگر هم فایل را از جای دیگری گرفته‌اید، لطفاً به پخشش ادامه ندهید.

از خوانندگان داخل ایران پولی نمی‌خواهیم. اگر دوست داشتید، لطف این کتاب را جای دیگری ادامه بدهید: کتابی به کسی هدیه کنید، چیزی به دیگری یاد بدهید یا به کسی کمک کنید. نقد و نظر صادقانه‌تان هم، چه موافق و چه مخالف، برای ما و خوانندگان بعدی ارزشمند است. لازم نیست چیزی به ما ثابت کنید یا گزارشی بدهید.

دوستان خارج از ایران هم می‌توانند با خرید کتاب یا حمایت مالی از این حرکت، به ادامه‌ی دسترسی رایگان در ایران کمک کنند.

حمایت مالی از توزیع رایگان کتاب در ایران
در صورت توان و علاقه، از توزیع رایگان کتاب‌ها در ایران حمایت مالی کنید

می‌خواهیم این کار را ادامه بدهیم و کتاب‌های بیشتری را در دسترستان بگذاریم. کمک کنید بتوانیم به این تصمیم وفادار بمانیم. پاسخ اعتماد را با رعایت همین چند خواسته بدهید تا

این امکان برای دیگران هم باقی بماند.

راهنمای دانلود و استفاده (فقط برای ساکنان ایران)

چگونه نسخه‌ی رایگان در ایران را دانلود کنیم؟

۱. به فهرست کتاب‌های کاروان‌سرا بروید و صفحه‌ی کتاب مورد نظر را باز کنید.

۲. در بخش نسخه‌ها و راه‌های تهیه، گزینه‌ی «رایگان در ایران» را انتخاب کنید.
۳. نسخه‌ی دیجیتال ای‌پاب یا پی‌دی‌اف را به سبد بیفزایید و سفارش رایگان را تکمیل کنید.
۴. در مرحله‌ی تسویه‌حساب تأیید کنید که اکنون در ایران حضور دارید، فایل را فقط برای استفاده‌ی شخصی دریافت می‌کنید و شرایط استفاده را پذیرفته‌اید.
۵. پس از تکمیل سفارش، روی پیوند دانلود بزنید و فایل با پسوند ای‌پاب یا پی‌دی‌اف را ذخیره کنید.

(برای راهنمای خواندن فایل‌های ای‌پاب به اینجا مراجعه کنید)

۱. به فهرست کتاب‌های کاروان‌سرا بروید و صفحه‌ی کتاب مورد نظر را باز کنید.

۲. در بخش نسخه‌ها و راه‌های تهیه، گزینه‌ی «رایگان در ایران» را انتخاب کنید.

نشر کاروان‌سرا
انسان، آگاهی، آزادی


بیشتر از Caravanserai Press کشف کنید

برای دریافت آخرین پست‌ها به ایمیل خود مشترک شوید

بیشتر از Caravanserai Press کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب